The Footsteps of Persian Language
As MSN noted , the Patriotic Poetry and highly popular lyric poems composed by various poets were at first strongly influenced by Persian Literature, and later also by French literature. The Patriotic Poetry of Rudaki, the Father of Persian Poetry, on Muliyan Brook is considered as one of the masterpieces in Persian Literature. In the preface to Les Miserables, Victor Hugo (the most influential French writer of the 19th century), referred to Patriotic Poetry and wrote, "So long as social asphyxia is possible in any part of the world, so long as ignorance and poverty exist on earth, poetry of this nature [Patriotic Poetry] cannot fail to be of use". Here is a very recent patriotic poem of the Footsteps of Persian Language composed by poet Abdolali Adib Boroumand: پاي زبا ن پا رسي :(ﺩﻧﻣ ﻮ ﺭﺒ ﺐﻴ ﺪ ﺍ)
ايران چو رو به گستره اين جهان نهاد / هر سو از اقتدار و فضيلت نشان نهاد آيين شهروندي و تدبير مَُلک را / بنياد نو به سقف و ستوني گران نهاد بود آگه از نخست ز آداب سروري / کز خود به هر صحيفه بسي داستان نهاد ميخي کز اقتدار فرو کوفت بر زمين / زنجيره اش به بند بلند آسمان نهاد سنگينه وزنه اي زشکوه و شرف به دوش / از باختر گرفته و در خاوران نهاد از « سند » تا به « نيل » بپيمود راه فتح / و آن جا به حکم خود « عَلَم کاويان » نهاد وان گه به حفر آبرهي طرفه دست يافت / وز يادمان ِ خوش اثري جاودان نهاد تا مرز بوم و بر ز « فرا رود » بگذرد / « آرش » بخواند و تير وي اندر کمان نهاد بگذر ز حد و مرز توانمندي وطن / آنگه که داغ بر جگر دشمنان نهاد بنگر فرازمندي فرهنگ اين ديار / کز جاه و فر به قاف هنر آشيان نهاد سهمي کلان ز مکتب « زرتشت » برگرفت / پس « خسروانه حکمت ديرين » برآن نهاد نوروز را شکفتگي از نو بهار يافت / پاييز را خجستگي از « مهرگان » نهاد حيران ز نقش « ماني » و آن معجزات گشت / هر کس که پا به رهگذر « تورفان » نهاد بشناس وصفِ « گنديِ شاپور » و شهرتش / دانشگهي عظيم که « نوشيروان » نهاد با آن همه مفاخره « يونان » ازين ديار / انبوهي آگهي که فراگوش جان نهاد آن حمله گجسته « سکندر » به چنگ وي / گنجي ز اُمّهات کتب رايگان نهاد گنجينه هاي ثروت ما را که غارتيد / دزدانه برد و بر کف يونانيان نهاد شعر دري ز مشرق « تاجيک » برفروخت / تا « رودکي » به باغ ادب سايبان نهاد از « توس » با خروش برآمد يگانه مرد / « فردوسي » آن که بر تن ايران توان نهاد کاري که کرد با دگران ويژه فرق داشت / کاندر حماسه پا به سر فرقدان نهاد بر شاهنامه آن سند فخر پر فروغ / زيور زفّر و بُرزِ « يل سيستان » نهاد تا شعر پارسي سفر کهکشان گزيد / گيتي به زير پاي سخن نردبان نهاد چون قند پارسي سوي « بنگاله » ره گشود / در « چين » اثر ز شهرت اين ارمغان نهاد کالاي ذوق چون به « نشابور » خيمه زد / « خيام » را به قله شهرت عيان نهاد از « غزنه » قد فراخت « سنايي » که در جهان / شعرش به عارفان اثر بي کران نهاد سعدي سر از حديقه شيراز برکشيد / گلدسته ها به معبد هندوستان نهاد از بلخ ، مولوي چو به قونيه در رسيد / شمسش به دست حلقه راز نهان نهاد آمريک روح خسته اش از وي بيارميد / تا شعر سخته اش به کف ترجمان نهاد حافظ به پارس تخم سخن برپراکنيد / در « ژرمن » از هنر چه ثمر ها به خوان نهاد بيروني از درونه افکار خويشتن / حکمت فزود و علم و عمل توامان نهاد دنياي غرب بهر تعاليم « بوعلي » / بس حوزه هاي درس به برتر مکان نهاد پاي زبان پارسي از ره نه ايستاد / تا پايگاه نشر ادب در جهان نهاد از غوريان و غزنويان در ديار هند / بگرفت پا به در « شيروان » نهاد از کاشغر بيامد و تاجيک را ستود / ره در نوشت و بهر « حلب » نورهان نهاد در هند گاه سلطه « اکبر شه » اين زبان / جذب قلوب کرد و شکر در دهان نهاد پس چابکانه رخت به اقصا نقاط بست / پا در سواد « بوسني » و در « بالکان » نهاد از ماوراي خطه « قفقاز » برگذشت / عثمانيش به کرسي پر عزّ و شان نهاد بالا نشيني زبان گران ارز پارسي / از بهر ما ذخيره نو هر زمان نهاد هرجا که رفت همره فرهنگ ديرپاي / گنجي زعلم و فضل و ادب شايگان نهاد پاينده باد پويش اين پيک معرفت / کاسباب فخر ما همه جا در ميان نهاد چونين قصيده اي که نيارد کسش سرود کلک « اديب » بر ورق پرنيان نهاد شنبه ۲٨ بهمن ۱٣٨۵ - ۱۷ فوريه ۲۰۰۷
Send to friend Back to Main Page
|